ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

60

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ديلمى نيز كه اين جنگ بخاطر او بر پا شده بود اسير گرديد . وقتى او را به حضور سلطان محمد بردند از سلطان امان خواست . سلطان گفت : « من با خداى خود عهد كرده‌ام كه هرگز اسيرى را نكشم . اما اگر ثابت شود كه باطنى هستى ، ترا خواهم كشت . » سعيد بن حميد عمرى فرمانده سپاه صدقه هم اسير شد . بدران ، پسر صدقه ، به حله گريخت و تا آنجا كه ممكن بود از مال و غيره برداشت و مادر و زنان خود را به بطيحه نزد مهذب الدوله ابو العباس احمد بن ابو الجبر برد . بدران داماد مهذب الدوله بود . درين جنگ اموال بيحد و حساب به غارت رفت . سيف الدوله صدقه هزارها جلد كتاب خوشخط داشت . خيلى خوب مطالعه ميكرد ولى چيزى نمىنوشت . مردى بخشنده ، بردبار ، راستگو و صميمى و نيكوكار بود . از پناه دادن به هيچ ستم رسيده و پناهنده‌اى دريغ نمىورزيد . كسانى را كه پيشش ميرفتند با گشاده‌روئى مىپذيرفت و مورد احسان و اكرام قرار ميداد . اميرى دادگر بود و رعاياى وى در امن و آرام و آسايش بسر ميبردند . پرهيزگار بود و روى زن خود زن ديگرى نبرد ، معشوقه‌اى نيز اختيار نكرد . آيا دربارهء چنان جوانمردى جز اين گمان ميبرى ؟ او هيچيك از نايبان و نمايندگان خود را بخاطر خطاهاى گذشته‌شان مؤاخذه نكرد و اموالشان را مصادره ننمود . كسان او اموال خود را در خزانهء او به وديعت مينهادند و به دو اعتماد مىكردند همچنانكه پسر به پدر خود اعتماد مىكند . هيچ رعيتى شنيده نشد كه امير خود را ، همچنانكه رعيت او وى را دوست ميداشت ، دوست بدارد . او فروتن و بردبار بود ، اشعار بسيار از حفظ داشت . سخنان